درآمدی بر مقوله شخصیت شناسی جوان، ناهنجاریهای بازدارنده6
شخصیتشناسی جوان را با این انگیزه آغاز کردیم که «جوان» در شکلگیری صحیح شخصیت، نیازمند نگرشی صحیح به «خود» است. این بحث را آمیخته با رگههای اخلاقی، تربیتی نمودیم تا بتواند حجمی از دانشهای «کاربردی» را نیز در اختیار گذارد. به همین انگیزه عناوینی چون «بازیافت خویش»، «دفتر دل»، «شاکله» و «توان» را شرح کردیم. بحث آفتهایی که میتواند مانع شکلگیری صحیح شخصیت جوان باشد را نیز گشودیم و تاکنون به عواملی چند پرداختهایم. اینها و آنچه در آینده میآید هیچگاه به انگیزه ارائه مباحثی در چارچوب و قالب معمول دانش «روانشناسی» نبوده و نیست؛ از این رو عمدهای از بحثها و آگاهیهایی که در بسیاری موارد نیز کاملاً به صورت تخصصی، در دانش روانشناسیِ روز آمده است، در این مقالات راه ندارد چنان که حجم زیادی از بحثهایی که در اینجا میآید آمیختهای از رگههای اخلاقی، تربیتی و حتی اعتقادی میباشد که به انگیزه رهیافتهایی لازم ارائه میگردد. گزینش عنوان «درآمدی بر مقوله شخصیتشناسی» نیز میتواند ناظر به همین چارچوب باشد.
آنچهتاکنونباعنوان«ناهنجاریهایبازدارنده»گذشته است اینها بود:
«بیحزمی»، «فقدان جزم و عزم»، «ضعف بردباری و ثبات»، «سستی و تنبلی»، «خودپسندی»، «ترس»، «تلقینهای منفی» و «ضعف عمل».اینکو در ادامه، ابتدا به یکی از عوامل که باید آن را آفت اصلی شمرد میپردازیم و سپس آخرین مانع مورد نظر را شرح میدهیم.
نهم:
حاکمیت خوشیهای مادی
اینبار به انگیزه تأکید بر اهمیت این عامل شایسته است این سخن امیرالمؤمنین(ع) را در ابتدا بازگو کنیم که «سرآمد همه آفتها، شیفتگی و دلدادگی به لذات است».(1) دوران جوانی که از یک سو قوای آدمی توان و زمینه لازم برای بهرهوری دارد و از سوی دیگر زمینه شکلگیری شخصیت و منش انسانی او بخوبی فراهم است بیشترین فرصت را میتواند در اختیار این آفت بگذارد. تواناییهای جسمی، فوران غرائز، تجربههای محدود، کششهای اجتماعی، افزون بر برخی عوامل که پیشتر برشمردیم زمینه بسیار مساعدی را برای بروز گسترش این ناهنجاری به وجود میآورد و براستی که دوران دشواری است. در فرصتهای جوانی بیش از هر زمانی دیگر به عزم و اراده، به تلاش و مسؤولیت، ازخودگذشتگی و مراقبت نیاز است، ولی بیشترین موانع نیز وجود دارد. موانعی که تنها با ارادهای استوار، معرفت لازم، ایمان به ارزشهای
در فرصتهای جوانی بیش از هر زمانی دیگر به عزم و اراده، به تلاش و مسؤولیت، ازخودگذشتگی و
مراقبتنیازاست، ولی بیشترین موانع نیز وجود دارد.
باید بیشترین تأکید را به دختران و پسران جوان نمود که اگر فرصتهای جوانی محکوم خوشیها و خواستهای نفسانی شد و همه شخصیت و تمام خواست وجودی آدمی در آرزوهای مادی و کامروایی حیوانی و دستیابی به خواستهای نفسانی محدود شد چیزی که بر جای میماند شخصیتی وابسته، سرگردان، همراه با تشنگیهای کاذب و همواره نگران خواهد بود.
انسانی اسلامی، پذیرش تجربیات ارزنده دیگران، و فاصله گرفتن از وابستگی و شیفتگی به خوشیها و با توکل و پناهبری به خدای متعال، میتوان آنها را پشت سر گذاشت. باید در پیشگاه اندیشه و درک انسانی خویش اعترافکرد که شخصیت آدمی بیشترین ضربه را از ناحیه عدم مواظبت بر غرائز و خواستهها دریافت میکند. «شهوت» به معنای عام آن که میتواند «خشم» را نیز دربرگیرد، اگر در مجرای صحیح و منطقی آن قرار نگیرد و اگر پیوسته بر آن نظارتی مسؤولانه نشود بیشترین و اساسیترین آفت را به فراخور گسترش و عمق آن، در شخصیت آدمی جای میدهد، به گونهای که حتی مرزهای اعتقادی او را نیز که والاترین ارزشهای وجودی اوست مورد تعرض قرار میدهد و گاه کاملاً در کام خود فرو میبرد. این است که در بسیاری از آیات و نیز سخنان اولیای هدایت و رحمت (صلوات اللّه علیهم)، به این موضوع از زوایای مختلف پرداخته شده است و به عنوان سرمنشأ سقوط آدمی از جایگاه رفیع انسانی، به پستترین مراتب که «درک اسفل» مادیت است معرفی شده است. در آیهای آمده است که «چه کسی گمراهتر از آن فردی است که از هوای خویش پیروی کرد بدون هدایتی از ناحیه خداوند».(2)
باید بیشترین تأکید را به دختران و پسران جوان نمود که اگر فرصتهای جوانی محکوم خوشیها و خواستهای نفسانی شد و همه شخصیت و تمام خواست وجودی آدمی در آرزوهای مادی و کامروایی
حیوانی و دستیابی به خواستهای نفسانی محدود شد چیزی که بر جای میماند شخصیتی وابسته، سرگردان، همراه با تشنگیهای کاذب و همواره نگران خواهد بود. آرامش درونی و نشاط حقیقی از میان خواهد
رفت و ادامه این وضع سرانجامی جز پوچی نخواهد داشت. چنانکه آدمی را از رسیدن به بسیاری از اهداف و آرمانهای ارزشمند اجتماعی و حضور سازنده در جامعه بازمیدارد. ارادهای که در مواجهه با مشکلات و موانع زندگی باید گرهگشا باشد به سستی میگراید. و بسیاری از این آفتها که به دنبال دارد. این است که در رهنمودی دیگر از امیرالمؤمنین(ع) به عنوان مثال و تأکیدی بر اهمیت موضوع اینگونه آمده است:
«اراده استوار و سورچرانی قابل جمع نیست. چقدر خواب شب، که مانع و شکننده تصمیمات روز است.»(3)
دهم:
عجز
هرچند در بررسی موانع شکلگیری صحیح شخصیت آدمی، به ویژه جوان، موانع و عوامل دیگری نیز رخ مینماید اما در این مقالات عجز را به عنوان آخرین ناهنجاری ارائه میدهیم.
ناتوانی، که طیف گستردهای از عوامل را دربرمیگیرد، آفتی اساسی در رشد آدمی و به تبع آن، رشد جامعه به شمار میرود. در مقاله «توان» به تفصیل و مستقلاً در اینباره سخن رفت اما اینک باید با نگاهی دیگر دوباره ارزیابی نمود. عجز و احساس ناتوانی و یا تردید در توانایی در بسیاری از موارد ناشی از عدمشناخت لازم از خود و جامعه است و در بسیاری از موارد معلول تلقینهایی است کهصورت گرفته است. این تلقینها گاه تا بدانجا پیش رفته است که به صورت سنتهای اجتماعییا اصول پذیرفته شده تاریخی و حتی تکوینی درآمده است. در مقاله «تلقینهای منفی» به بخشی از این آفت پرداختیم. در بسیاری موارد پیآمد روابط اجتماعی غلط و تبعیضآمیز و تربیتهای عمومی است که ناخودآگاه تواناییهای گسترده ولی بالقوه آدمی را به فراموشی عملی میسپارد و آنچه میماند، احساس ضعف و تردید در پیشرفت و ترس از اقدام و مواجهه با صحنههای تجربه نشده است. حاصل سخن تا اینجا این است که باید بیشترین حجم ناتوانیها را پیآمدهایی اکتسابیدانست و نه اموری قطعی و غیر قابل تغییر.
در بسیاری موارد پیآمد روابط اجتماعی غلط و تبعیضآمیز و تربیتهای عمومی است که ناخودآگاه تواناییهای گسترده ولی بالقوه آدمی را به فراموشی عملی میسپارد و آنچه میماند، احساس ضعف و تردید در پیشرفت و ترس از اقدام و مواجهه با صحنههای تجربه نشده است.
باید بیشترین حجم ناتوانیها را پیآمدهایی اکتسابیدانست و نه اموری قطعی و غیر قابل تغییر.
در آموزشهای دینی «ناتوانی» به عنوان یک «آفت» معرفی شده و نتیجه آن، عدم دستیابی به اهداف و خواستها برشمرده شده است. چنانکه اساس شجاعت را «توانایی» دانسته و ثمره آن را «پیروزی» ذکر نموده است. به این فرازها که همه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است توجه فرمایید:
«ناتوانی آفت است.»(4)
«نتیجه ناتوانی، از دست دادن خواست است.»(5)
«اساس شجاعت، توانایی است و ثمره آن پیروزی میباشد.»(6)
و پرواضح است این توانایی محصور در توانایی جسمی نیست و چنانکه پیشتر نیز در مقاله «توان» خواندیم قوت و ضعف جسمی نیز تحتالشعاع توان روحی و انگیزههای درونی است. عمدهترین عامل ناتوانی، تردید در تواناییهای خود و اهتمام نورزیدن به استعدادهای موجود خویش است. جای تأسف بسیار است که عناصر ارزشمندی چون خودباوری، اعتماد به نفس، شجاعت روحی، قوت جسمی، باروری استعدادها، ناامیدی از دیگران و توکل بر خدای توانا، جای
خویش را به آفتهایی چون بیگانهپرستی، خودباختگی، ضعف روحی، سستی و تنپروری، سرکوب استعدادها و وابستگی به دیگران بدهد. اسلام، انقلاب و امام توانست توجه ما را به این عناصر ارزشمند جلب کند و آنها را در کف ما نهد. دست باکفایت دختران و پسران امت اسلامی است که باید از اینها به عنوان بالاترین سرمایهها پاسداری کند و شجاعت مقابله با موانع که عمدهترین آنها آفتهای اخلاقی و ناهنجاریهای نفسانی است را همواره در خود تقویت کند تا در زندگی شخصی و اجتماعی خود «پیروز» و در پیشگاه نیکان عالم شخصیتی ارزشمند به شمار آید. انشاءاللّه. در اینجا موضوع ناهنجاریها پایان مییابد. در قسمت بعد به ادامه محورهای دیگر میپردازیم. و باز هم انشاءاللّه.
پاورقیها:
1 - رأس الآفات الوله باللذات، غررالحکم.
2 - سوره قصص، آیه 50.
3 - لاتجتمع عزیمة و ولیمة، ما انقض النوم لعزائم الیوم، غررالحکم.
4 - العجز آفة، نهجالبلاغه، حکمت 3.
5 - ثمرةالعجز فوت الطلب، غررالحکم.
6 - اصل النجدة القوّة و ثمرتها الظفر، غررالحکم.
منابع:
غررالحکم
غررالحکم,امام علی(ع)
نهجالبلاغه