اختلال خلقی گروه وسیعی از اختلالات را شامل میشوند، که در گذشته و در کتب روانشناسی با نام اختلالات عاطفی شناخته میشوند. اینگونه اختلالات را در بهترین نحو ممکن میتوان از نشانههایش شناخت، چون این اختلالات با گروهی از نشانهها و علائم ترکیب یافتهاند که هفته تا ماهها به طول میکشند. این علائم به صورت دورهای یا چرخهای ظاهر میشوند. یکی از زیرمجموعههای اختلالات خلقی، اختلال خلقی دوقطبی است.
?نشانهها
خلق فرد مبتلا به این اختلال در بین دورههایی از افسردگی و مانیا در نوسان است و به همین جهت به آن اختلال دوقطبی گفته میشود. خلق فرد ممکن است طبیعی (normal)، بالا (elevated) و یا افسرده (depressed) باشد. اینگونه افراد به طرو معمول طیف وسیعی از حالات خلقی را تجربه میکنند و تظاهرات عاطفیشان نیز به همان اندازه وسیع و بزرگ است. خلق بالا در اینگونه اختلال که با نام مانیا (mania) شناخته میشود شامل نشانههایی چون گشادهخویی، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش اعتمادبهنفس و افکار خودبزرگ بینانه میشود.
در دوره افسردگی از دست دادن انرژی و علاقه، احساس گناه، دشوار شدن تمرکز، از دست دادن اشتها و افکار مرگ یا خودکشی فرد را احاطه میکند.
اگر فردی، در اینگونه اختلال تنها دچار حملات افسردگی عمده شده باشد، اصطلاحاً گفته میشود که وی به اختلال افسردگی عمده یا افسردگی یک قطبی مبتلا شده است و آن را باید با اختلال دوقطبی تفریق داد. این خلق غیرطبیعی لااقل در هر دوره تا یک هفته طول میکشد.
?میزان بروز و شیوع بیماری
شیوع این بیماری در حدود یک درصد و مشابه با شیوع اسکیزوفرنی است. این اختلال معمولاً در سنین پایین (حدوداً 5 سالگی) آغاز و تا 50 سالگی و یا حتی بالاتر نیز به طول میکشد. معمولاً دورههای ملینا در مردان شایعتر و دورههای افسردگی در زنان شیوع بیشتری دارد. این اختلال در گروههای اجتماعی و اقتصادی بالاتر و در افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی شایعتر است.
?علل بروز اختلال
تحقیقات اخیر بر روی دوقلوهای یک تخمکی مؤید این مطلب است که در بروز اختلال دوقطبی مؤلفه وراثتی نقش مؤثری را ایفا میکند. کسانیکه در خویشاوندان درجه اولشان، چنین بیماری شایع باشد، ده تا 18 برابر بیشتر از کسانیکه چنین شرایطی ندارند احتمال دارد تا به این اختلال مبتلا شوند. وقایع زندگی و استرسهای محیطی یکی از عوامل ایجاد این اختلال و خصوصاً در دورههای افسردگی آن است. معمولاً از دست دادن یکی از والدین قبل از سن 11 سالگی، از دست دادن همسر و بیکاری از بارزترین این عوامل هستند. در زمینه عوامل شخصیتی هنوز هیچ ملاکی دال بر اینکه یکی از اختلالات شخصیت با پیداش اختلال دوقطبی همراه باشد، در دست نیست؛ اما برخی از محققان بر این باورند که افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی مانند (وسواس اجباری و نمایشی، شخصیت مرزی و اختلال دیس تایمی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلال دوقطبی میباشند.
فرد مبتلا به اختلال دوقطبی در ضمن سیر بیماری خود ممکن است به اختلالاتی نظیر اضطراب، وابستگی به الکل، و اختلالات مرتبط با سایر مواد و اختلالات طبی (مانند سرطان) دچار شود.
?درمان
معمولاً هدف از درمان بیماران دوقطبی را میتوان چنین بر شمرد: 1- از بین بردن خطری که بیمار برای خود و یا دیگران بخصوص دوره مانیا به وجود میآورد. 2- بیمار باید مورد ارزیابی کامل تشخیصی قرار بگیرد. 3- درمان نه تنها علائم بالفور بیمار را از بین ببرد بلکه سلامت و آسودگی وی را در آینده تأمین کند. امروزه برای درمان این اختلال از دارو درمانی و رواندرمانی استفاده میشود. مطالعات حاکی از آن است که ترکیب رواندرمانی و دارودرمانی مؤثرترین درمان برای این اختلال است. اما با این حال امروزه از شناخت درمانی، خانواده درمانی، درمانهای مبتنی بر روانکاوی و درمانهای بینفردی نیز استفاده میشود. اما آنچه در درمان اختلالات خلقی انقلابی را به پا کرده و از میزان هزینههای اجتماعی این بیماری کاسته است، دارو درمانی میباشد. دارویی که بهترین تأثیر را در بهبود این اختلال دارد، لیتیوم است. اما پزشکان معمولاض برای از بین بردن دورههای افسردگی از داروهایی چون SSRI و MAO که داروهای ضدافسردگی میباشند، نیز استفاده میکنند. معمولاً در خلال دارودرمانی پزشک معالج از رواندرمانی نیز بهره میبرد.