ساعت 4:9 عصر دوشنبه 26/9/1386
چرا جوان ها یکباره گوشه گیر می شوند؟
در شرایط عادی بسیار دیده شده جوانانی که به مرحله رشد می رسند یکباره خود را از مصاحبت والدین و بزرگترها کنار کشیده و عزلت و تنهایی بر می گزینند ؛ درست مثل کرم ابریشمی که در نهایت صبر و حوصله و آرامش به دور خود تار می تند تا به پروانه ای تبدیل شده و به پرواز در آید.
خیلی از پدر و مادرها متوجه این موقعیت و ضرورت رشد فرزندان خود نشده غالباً با دلسوزی های بسیار و پرسش های مکرر و سؤالاتی مثل: چه شده، چه اتفاقی افتاده، چرا این قدر ساکتی، چرا حرف نمی زنی ؟ (که البته بیشتر جنبه خیر خواهانه دارد ) آرامش و امنیت روحی جوانان را برهم می زنند. گاهی هم با عکس العمل های تلخی از طرف جوان خود روبرو می شوند که در نهایت منجر به تشکیل یک حلقه معیوب درروند ارتباط خانواده و فرزندان می شود. در این قبیل مواقع گاهی فرصتی پیش می آید که بزرگترها می توانند با دخالت های حساب شده وارد معرکه شده و از بحران روحی جوانان بکاهند.
دوران شگفت انگیز
واقعیت این است که این دوران یکی از شگفت انگیزترین و توفانی ترین دوره های حیات جوان است. جوان در این دوره شکافی عمیق و پرتگاهی ناپیدا در درون خود احساس می کند ؛ یعنی از یک طرف آرامش و بی خبری دوران کودکی را پشت سر گذاشته و از طرفی هنوز به اعتماد به نفس کامل و استحکام روحی لازم نرسیده است . یک روز رفتار و حرکات بچگانه دارد و از هر مسئولیتی شانه خالی می کند و روزی دیگر آن چنان احساس بزرگی می کند که می خواهد دنیا را اصلاح کند. دراین حال گاهی ساعت ها به سکوت و انزوا پناه می برد و گاهی به اجتماعات شلوغ و پر سر و صدا روی می آورد طوری که حتی بلندترین صدای موسیقی هم او را راضی و ارضائش نمی کند. یا گاهی وجود خود را متزلزل و در آستانه ویرانی می بیند و گاهی خود را متکبر و از خود راضی نشان می دهد تا نشانه های عدم ثبات و تزلزل درونی خود را بپوشاند.
عبور از بحران
دراین شرایط بحرانی هر نوع دخالت مستقیم و یا بازگویی اشتباهات و خطاهای احتمالی باعث ایجاد عناد، لجاجت و عقب نشینی آنان و نوعی سرخوردگی جوان می شود . کارشناسان مسایل اجتماعی - خاصه آنان که در مسائل جوانان دستی و مطالعه ای دارند - معتقدند بهترین چاره برای عبور از این بحران "سکوت آگاهانه"، "انتظار بیدار" و "ایجاد تفاهم و اطمینان" است.
اگر به این شیوه رفتار شود نوجوان و جوان به تدریج خود را به بزرگترها نزدیک کرده و با میل و رغبت باطنی دست کمک و راهنمایی آنان را می فشارد و سرانجام در یک جو اعتماد و تفاهم ، آرامش و امنیت لازم برای رشد و بالندگی جوانان فراهم می شود.
اما اگر این "سکوت آگاهانه" و "انتظار بیدار" به "خواب غفلت" بدل شود و پدر و مادر خود را به دلیل عجز وسهل انگاری و یا ضعف وبی تفاوتی از دنیای فرزندان خویش کنار بکشند و آنها را به حال خود رها سازند ، جوانان روز به روز آشفته تر و بیقرارتر می شوند ؛ حس احترام و اعتمادی که نسبت به بزرگترها داشتند و نیز معیارهای ارزشی را که برای رشد نیروی داوری خود لازم دارند از دست می دهند و خود را نیز درهم شکسته می بینند و این تغییر و تحول ذهنی در پاره ای زودتر و در برخی دیرتر صورت می گیرد . عده ای هم به غلط تصور می کنند که دوران رشد یکباره تمام می شود و جوان می تواند کلیه مسائل و مشکلات روحی و سرسختی های دوران بلوغ را کنار بگذارد و تسلیم محض و بی اراده بزرگترها شود ؛ در حالی که در خیلی از موارد نه تنها جریان رشد کامل نشده بلکه زودتر از موعد قطع شده است. متأسفانه برخی از والدین راحت طلب نمی توانند دریابند که این نوع به عقل رسیدن چیزی جز قطع ناگهانی فعل و انفعالات سالم و در عین حال توفانی دوران بلوغ نیست و بیشتر به پوسیدگی زودرس یک میوه نارس شباهت دارد .
تربیت آگاهانه
به نظر اندیشمندان ، بی تفاوتی و سهل انگاری بزرگترها همان قدر آرامش زمان رشد را برهم می زند که دخالت ها و امر و نهی های بیش از اندازه و نابجای آنان . اگر کسی بخواهد نوجوان و جوان خود را نه از طریق رام کردن و خام کردن ، بلکه از راه تربیت صحیح و آگاهانه به آزادی، تفکر، استقلال رأی و احساس مسئولیت فردی و اجتماعی هدایت کند لازم است در نهایت متانت و بردباری دورادور و بدون دخالت مستقیم و احیاناً تحمیل کمک خود ، او را در راه سخت و ناهمواری که در پیش دارد همراهی کند. او باید بداند رشد عقلی و روحی انسان خواه سریع ، خواه کند، خواه با کمک بزرگترها و یا بدون دخالت آنها به همان نسبت پیچیده است که تحول حیات در سیر آفرینش و تبدیل یک کرم ابریشم بی دفاع به یک پروانه ی بلند پرواز...
¤ویرایش: حسن HASSAN
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 3:51 عصر دوشنبه 26/9/1386
مشکل تنهایی در دانشجویان
تغییر و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعی از احساسات را در دانشجویان به وجود می آورد. علاوه بر احساس هیجان و انتظار، احساس تنهایی نیز ممکن است وجود داشته باشد. تنهایی لزوماً به معنای تنها بودن نیست، ممکن است مدت های طولانی تنها باشیم و به هیچ وجه احساس تنهایی نکنیم. بررسی نحوه تجربه تنهایی در افراد دیگر، بهترین راه برای درک تنهایی است.در شرایط زیر ممکن است احساس تنهایی کنید:
خود را در موقعیت های جدیدی قرار دهید تا افراد جدید را ملاقات کنید. در فعالیت هایی شرکت کنید که واقعاً به آنها علاقه دارید. در این صورت احتمال بیشتری وجود دارد که با افراد مورد علاقه خود ملاقات کنید؛ افرادی که علایق مشترکی با آنها دارید.
- وقتی تنهایید و راهی برای از تنهایی درآمدن به نظرتان نمی رسد.
- به نظرتان می آید که دلبستگی های پیشین را ندارید.
- با تغییراتی در زندگی خود روبرویید، محل تحصیل، شهر یا شغل جدید یا تغییراتی از این قبیل .
- به نظرتان می آید که هیچ کس در زندگی تان نیست که بتوانید احساسات و تجارب خود را با او در میان بگذارید.
- خود را غیر قابل قبول، دوست نداشتنی و بی ارزش می دانید، حتی اگر دیگران چنین درکی از شما نداشته باشند.
درک نادرست درباره تنهایی
تنهایی ممکن است به علت معنایی که از آن برای خود می کنید، عمیق تر شود. به ویژه دانشجویان آماده درک های نادرست زیر درباره تنهایی هستند:
- تنهایی نشانه ضعف یا عدم بلوغ است.
- اگر تنها هستم به دلیل این است که اشکالی در من وجود دارد. این سال ها باید بهترین سال های زندگی من باشد.
- من تنها کسی هستم که چنین احساسی دارم.
اگر این درک های نادرست را باور کنید، ممکن است به این نتیجه برسید که تنهایی نتیجه نقصی در شخصیت شماست. پژوهش ها نشان می دهد که دانشجویانی که تصور می کنند تنهایی نقص است مستعد این مشکلات هستند:
- مشکلات عمیق تر در پذیرفتن خطرهای اجتماعی، ابراز خود، آغاز روابط اجتماعی ، معرفی خود به دیگران، مشارکت در گروه ها و لذت بردن از زندگی .
- مهارت کمتر در خود آشکار سازی، پاسخ دهی کمتر به دیگران، تمایل بیشتر به اینکه با بدبینی و بدگمانی به درگیری های اجتماعی وارد شوند.
- احتمال بیشتر در ارزیابی منفی از خود و دیگران و تمایل بیشتر به انتظار طرد از جانب دیگران.
دانشجویان تنها، اغلب از احساس افسردگی ، خشم ، ترس و سوء درک شکایت دارند. آنان ممکن است به شدت از خود انتقاد کنند، فوق العاده حساس یا نسبت به خود دلسوز باشند، یا ممکن است از دیگران ایراد بگیرند و آنان را مقصر بدانند. وقتی این مسایل روی می دهد، دانشجویانِ تنها غالباً دست به اقداماتی می زنند که این احساس را در آنان پایدار می سازد. برای مثال، بعضی از دانشجویان دلسرد می شوند، میل و انگیزه خود را برای درگیر شدن در موقعیت های جدید از دست می دهند و خود را از مردم و فعالیت ها کنار می کشند. برخی دیگر، برای مقابله با تنهایی، خود را به سرعت و عمیقاً با مردم و فعالیت ها درگیر می کنند بدون آنکه نتایج این درگیری را ارزیابی کنند. این افراد ممکن است بعدها خود را با روابط نامناسب یا تعهدات بی شمار نسبت به فعالیت های آموزشی یا فوق برنامه رو به رو ببینند. ادامه مطلب...
¤ویرایش: حسن HASSAN
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )
ساعت 12:0 عصر پنجشنبه 24/8/1386
گوشه گیری:
گوشه گیری از نظرلغوی به معنای تنها ومجردودر خلوت نشستن واز جمع کناره گرفتن است. گوشه گیر کسی است که از مردم دوری می کند وعزلت می گزیند وبدان وسیله خود را با محیط اطراف سازگار می سازد,البته هرنوع عزلت ودر تنهای ماندن گوشه گیری تلقی نمی شود هر انسان گاه گاهی دوست دارد تنها باشد تا به خود شناسی وحل مشکلات زندگی بپردازد گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می کند که فرد ازآمیزش باجمع وهمنوعان بیزاروبیمناک باشد دراین مورد اگر گوشه گیری بموقع درمان نشود به پیدایش حالات روانی شدید وافسردگی منجر می شود.
علائم :
1-به تخیل فرو می رودوبه خیالبافی می پردازد
2- ازمردم گریزان است وهر تمنا وخواهش را یک تحمیل تلقی می کند ودر برابرآن مقاومت می کند 3- برای دفاع ازحقوقش اقدام نمی کند وکنار ه گیری را برتلاش ترجیح می دهد
4- محدود ساختن تمام جنبه هاوفعالیتهای زندگی
5-خجالت وسکوت 6- ناتوانی دربرقراری روابط با دوستان ومعلمان
7- فراراز فعالیتهای اجتماعی وبه تعویق انداختن انجام دادن کارها
8- بی حوصلگی وکسا لت واحساس خستگی ونگرانی از آینده
9- کمک نخواستن از دیگران هنگام نیاز 10
- درانجام دادن کارها از این شاخه به آن شاخه پریدن
11- ساز ش با وضع موجود واعتراض نکردن به آن حتی در صورت احساس ناراحتی
12- احساس پوچی وبی ارزشی
13- ابراز وجود نکردن
14- تسلیم شدن دربرابر خواسته های دیگران
15- تقصیر گناهان را به گردن دیگران انداختن
16- ناتوانی دربروز احساس خصومت وپرخاشگری
17-اجتناب از رقابت
18- درون گرایی ودر خود فرو رفتن
19- زود رنجی وزود گریستن
20- پریشانی وبی قراری
21- غیبت از مدرسه
22- بی علاقگی به کلاس
23- عدم تمرکز حواس
24- اختلال در خوراک وحواس
25- بی اعتنای به وقایع اطراف
26- بی اعتمادی نسبت به تواناییهای خود
27- داشتن نگرش منفی وبد بینانه به دیگران
28- مطرح نکردن مشکلات درسی درکلاس وعقب ماندگی درسی ¤ویرایش: حسن HASSAN
هر چه می خواهد دل تنگت بگو( )